الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
505
الغدير ( فارسى )
- اوست كه جان خود را فداى پيمبر كرد و در بستر او خوابيد . اين مواسات و ايثارى است كه عقل از درك آن عاجز است . - وحى در كنار او و در خاندان او بود كه بر پيغمبر نازل مىشد ، و آيات كتاب الهى جلوهگر مىآمد . - و همو بود كه بر كتف پيامبر پا نهاد و بتها را درهم شكست و فروافكند ؛ اين عزّت و سعادتى است كه به او اختصاص دارد . وى نيز در ادامهء اين ابيات مىگويد : - به سوى نجف اشرف برو كه در آنجا رازى پنهان است . - بىهيچ غرورى كفشها را از پاى درآور ، و نداى تكبير و تهليل را سر ده . - و بگو : بر تو درود و سلام باد ، اى آنكه مهر تو كمالبخش و تمامكنندهء دين ماست . - در آنجاست كه چشم خدا و راز الهى را سراغ توان گرفت ، و معانى دقيق حقايق را درك توان كرد . - آن فرمانرواى دادگرى كه حقيقت را مىبيند ، و خير و شر كردار بندگان را تشخيص مىدهد . - او گيرندهء حقوق بيچارگان ، رهاكنندهء هواى نفس ، و پس از پيمبر ، بهترين مسلمان است . - واى بر كسى كه با كنارهگيرى از او به گمراهى افتاد ، و از روى جهل بر پيامبر خدا افترا و دروغ بست ! - و كوركورانه رهبرى مسلمانان را در غير موضع اصلى آن پنداشت ، و اين خداست كه مىداند رسالت و امامت را كجا قرار دهد . - در فضيلت على عليه السّلام در غدير ، همين بس كه ديگران از هرسو آمدند تا به او بپيوندند . - آنگاه كه جبرئيل امين ، بر پيمبر امين وحى آورد ، و پيام سعادت و سلام را از سوى خداى تعالى شتابان رسانيد و گفت : - اى پيامبر جامه به خود پيچيده ، اين پيام را كه در خصوص على عليه السّلام آوردهام ، به مردم ابلاغ كن ، و گرنه رسالت خود را به انجام نرساندهاى .